بسم الله الرحمن الرحیم

کلام علیٍّ کلامٌ علیٌّ
و ما قاله المرتضی، مرتضی

مقدمه

کتاب مجالس ابواللیث سمرقندی، متوفای قرن چهارم، مجموعه‌ای از تذکرات اخلاقی به شیوۀ صوفیانه است که نسخه‌ای عکسی از آن به شماره 3515 در کتابخانه آیة‌الله مرعشی موجود است. البته این نسخه، آغاز و انجام ندارد و لذا در فهرست نسخه‌های عکسی کتابخانه به عنوان ناشناس معرفی شده است.
نگارنده سطور پس از تصفح کتاب که عکسی از آن به لطف جناب حافظیان به دستم رسید، مناقب اهل‌بیت علیهم السلام را از آن استخراج کردم. آنگاه در حین مطالعه جلد هجدهم نفحات الازهار و دقت در منقولات مرحوم علامه میر حامد حسین، به این نتیجه رسیدم که این کتاب همان مجالس ابواللیث سمرقندی است.
ابو اللیث، چنانکه از منقولات او بر می‌آید، قطعا سنی بوده است. موارد زیر، صحت این مدعا را ثابت می‌کند:
1. حدیث جعلی در فضیلت خلیفه دوم (ص 30 الف)
2. حدیث جعلی تقدم خلیفه سوم در ساختن مساجد (ص 30 ب)
3. حدیث جعلی که خلیفه اول و دوم را وزیران پیامبر می‌داند (ص 36 الف)
4. اصحاب، نجوم امت‌اند (ص 36 ب)
5. محبوب‌ترین مردم نزد پیامبر چهار خلیفه‌اند، به ترتیب تقدم (ص 44 الف)
6. وصف چهار خلیفه به ترتیب، در لوحی که در دریا یافته شد. (ص 55 ب)
7. رد عقیده شیعه در مورد ایمان آباء النبی با لفظی تند و غلیظ! (ص 57 ب)
8. افسانه غرانیق (ص 66 الف)
9. تفسیر آل محمد به نزدیکان حضرتش و اهل‌بیت به ازواج ایشان (ص 81 الف)
10. تفسیر آیه ﴿وَصَدَّقَ بِالحُسنَی﴾ به خلیفه اول (ص 82 الف و ب)
11. حدیث جعلی شقّ صدر (ص 83 الف)
12. عقیده مصنف در عدم عصمت پیامبران (ص 83 ب)
13. تسبیح گفتن چوب در دست پیامبر و بعد از آن در دست چهار خلیفه (ص 85 ب)
به‌هرحال فهرست مناقب اهل‌بیت علیهم السلام که در این کتاب آمده به‌اختصار در شماره یازدهم فصلنامه امامت پژوهی عرضه شد و بابی از آشنایی با درونمایه کتاب گشود، تا فرصتی دیگر که متن این مناقب ارائه شود. باید دانست که مناقب برشمرده شده در این کتاب، جنبه وعظ و تذکر داشته و این کتاب، کتابی حدیثی تلقی نمی‌شود؛ لذا تمام مطالب و منقولات کتاب، مرسل است ازجمله فضائل اهل‌بیت علیهم السلام . فقط نویسنده در بعضی موارد، از نخستین راوی یاد می‌کند. البته این واقعیت، ارزش نقل‌های او را نه‌تنها کم نمی‌کند بلکه بسا بتوان گفت که ارزش نقل‌ها را بالا نیز می‌برد. بعلاوه اکثر یا تمام این احادیث با سندهای معتبر و گاه در حد تواتر یا استفاضه در منابع دیگر نقل‌شده‌اند.
موضوعات اصلی در کتاب مجالس سمرقندی با عنوان «رکن» و موضوعات فرعی در هر رکن نیز با عنوان «مجلس» مشخص شده که با حروف «ر» و «م» بدان‌ها اشاره‌کرده‌ایم. همچنین عنوان مجلس مربوط به تعبیری که در اصل کتاب سمرقندی آمده و شماره برگ از نسخه عکسی مرعشی با تقسیم «الف» و «ب» (رو و پشت برگ) یاد می‌شود.
اکنون بخشی دیگر از مطالب کتاب نقل می شود. طبعا بر اساس همان نسخه که آغاز و انجام ندارد، تا زمانی که قرصت رجوع به نسخه ای دیگر به دست آید.
در این مجال، بنا بر آن است که احادیث منقول از امیر المؤمنین و امام صادق و دیگر امامان معصوم از این کتاب نقل شود.
تذکر این نکته لازم است که:

احادیث منتخب (72 حدیث) در چهار بخش آمده است:
بخش اول - سخنان علوی که مدرکی برای آن ( به عین لفظ یا نزدیک به آن) پیدا شده است. (حدیث 1 تا 31).
بخش دوم - احادیث علوی که در مصادر دیگر نیافتیم (حدیث 32 تا 50)
بخش سوم – احادیث دیگر امامان یا شخصیت های اهل بیت که در مصادر دیگر ( به عین لفظ یا نزدیک به آن) یافت شده است (حدیث 51 تا 63)
بخش چهارم - احادیثی که در مصادر دیگر نیافتیم (حدیث 64 تا 72)
3.ارزیابی احادیث در اینجا انجام نشده است. هدف فقط استخراج این احادیث است از منبعی که تا کنون دیده نشده و بدان توجه نشده بود.
4. نشانی هر حدیث به این ترتیب است: ر (یعنی: رکن)، م (یعنی: مجلس)، عنوان مجلس، شماره برگ نسخه اصلی مورد نظر، الف ( روی برگه) یا ب (پشت برگه).

تدوین نهایی این گفتار برای مجموعۀ گرامی کاتبان، در آستانۀ میلاد گرامی امام امیر المؤمنین صلوات الله علیه سامان می گیرد و در سالگرد شهادت ادیب سترگ شیعی و مدافع آستان ولایت مولای مظلومش جناب ابن سکّیت ( 5 رجب) پاداش معنوی آن به آن بزرگ جاودان تقدیم می شود.

بخش اول
سخنان علوی که مدرکی برای آن پیدا شده است

1) روي عن کمیل بن زیاد النخعی انه قال: أخذ امیر المؤمنین علی رضی الله عنه بیدی، فأخرجنی إلی ناحیة الجبان. فقال لی: یا کمیل! إحفظ عنّی ما أقول لک. القلوب أوعیة و خیرها أوعاها. الناس ثلاثة: عالم ربّانیّ، و متعلّم علی سبیل نجاة، و همج رعاع، أتباع کلّ ناعق،[یمیلون] مع کلّ ریح. لم یستضیئوا بنور العلم، و لم یلجئوا إلی رکن وثیق.
یا کمیل! العلم خیر من المال. العلم یحرسک و أنت تحرس المال. و العلم حاکم و المال محکوم علیه. العلم یزکیه العمل، و المال ینقصه النفقة. و محبة العالم دین یدان بکسبه الطاعة فی حیاته و جمیل الأحدوثة عنه بعد وفاته.
یا کمیل! هلک خزّان الأموال و العلماء باقون ما بقی الدهر. و أشخاصهم مفقودة، و أمثالهم فی القلوب موجودة.
ر 1/ م 1/ فی فضل العلم / ص 4 الف.

مصادر: شرح الأخبار 2: 369 – 370؛ خصائص الأئمة: 105؛ نهج البلاغة: 496 ح 147؛ الإرشاد 1: 227.
2) یحکی أن أعرابیاً قال لعلی رضی الله عنه: رجحان النفوس فی ضمائرها. فقال: صدقت یا أعرابی! إن قیمة کلّ امرئ ما یحسنه.
أخذ الشاعر هذا المعنی فقال:
قال علي بن أبي طالب
وهو اللبیب الفطن المتقن:
کلّ امرئ قیمته عندنا
وعند أهل العلم ما یحسن
ر 1 / م 1/ فی فضل العلم / ص 4 ب.

مصادر: نهج البلاغه: 482، ح 81؛ خصائص الائمة: 95؛ ألأمالی للصدوق: 447 مجلس 68؛ الخصال 2: 420 باب التسعة؛ الإرشاد 1: 300؛ غرر الحکم: 500. (همه بدون مقدمه و شعر یاد شده).
3) قال علی رضی الله عنه: ما شیء اضرّ لقلوب الرجال من خفق النعال وراء ظهورهم
ر 1/ م 5/ فی ذکز من کره التصدی للتذکیر / ص 9 ب

مصادر: مجموعه ورام 1: 65؛ ریاض السالکین 3: 305.
توضیح: به عبارت <انّ خفق النعال مخلف اعقاب الرجل مفسدة للقلوب النوکی> در:
مصادر: المحاسن 2: 629؛ الکافی 8: 241 ح 331.
4) عن علی قال: َ فِي‏ الْعَرْشِ‏ تِمْثَالُ‏ جَمِيعِ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْر.ِ قَالَ: وَ هَذَا تَأْوِيلُ قَوْلِهِ:﴿وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ‏﴾. وَ إِنَّ ما بَيْنَ الْقَائِمَةِ مِنْ قَوَائِمِ الْعَرْشِ وَ الْقَائِمَةِ الثَّانِيَةِ خَفَقَانُ الطَّيْرِ الْمُسْرِعِ ثمانین أَلْفِ عَامٍ. وَ الْعَرْشُ يُكْسَى كُلَّ يَوْمٍ سَبْعِينَ أَلْفَ لَوْنٍ مِنَ النُّورِ، لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَيْهِ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ. وَ الْأَشْيَاءُ كُلُّهَا فِي الْعَرْشِ كَحَلْقَةٍ فِي فَلَاةٍ. وَ إِنَّ لِلَّهِ مَلَكاً يُقَالُ لَهُ حِرْقَائِيلُ، لَهُ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ أَلْفَ جَنَاحٍ، مَا بَيْنَ الْجَنَاحِ إِلَى الْجَنَاحِ خَمْسُمِائَةِ عَامٍ. فَخَطَرَ لَهُ خَاطِرٌ: هَلْ فَوْقَ الْعَرْشِ شَيْ‏ءٌ ؟ فَزَادَهُ اللَّهُ مِثْلَهَا أَجْنِحَةً أُخْرَى، فَكَانَ لَهُ سِتٌّ وَ ثَلَاثُونَ أَلْفَ جَنَاحٍ، مَا بَيْنَ الْجَنَاحِ إِلَى الْجَنَاحِ خَمْسُمِائَةِ عَامٍ. ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ: أَيُّهَا الْمَلَكُ طِرْ . فَطَارَ مِقْدَارَ عِشْرِينَ أَلْفَ عَامٍ، لَمْ يَنَلْ رَأْسُهُ قَائِمَةً مِنْ قَوَائِمِ الْعَرْشِ . ثُمَّ ضَاعَفَ اللَّهُ لَهُ فِي الْجَنَاحِ وَ الْقُوَّةِ، وَ أَمَرَهُ أَنْ يَطِيرَ. فَطَارَ مِقْدَارَ ثَلَاثِينَ أَلْفَ عَامٍ ، وَ لَمْ يَنَلْ أَيْضاً. فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ: أَيُّهَا الْمَلَكُ! لَوْ طِرْتَ إِلَى نَفْخِ الصُّورِ مَعَ أَجْنِحَتِكَ وَ قُوَّتِكَ، لَمْ تَبْلُغْ إِلَى سَاقِ الْعَرْشِ. فَقَالَ الْمَلَكُ: سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى. فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ: ﴿سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى﴾.‏ فَقَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه [و آله]: اجْعَلُوهَا فِي سُجُودِكُم‏.
ر 2/ م 1/ فی نعت خلق السماوات / ص 24 ب – 25 الف.

مصدر: روضة الواعظین 1: 47.
5) قال علی رضی الله عنه:
يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ‏ لَا يَبْقَى‏ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ، فیستغنون به و لا یعملون به. مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَةٌ وَ هِيَ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى. علماؤهم شَرُّ من تَحْتَ السَّمَاءِ، مِنْهُمْ تخرج الْفِتْنَةُ وَ فیهم تَعُودُ.
ر 2 / م 2/ فی نعت خلق الأرضین / ص 29 ب.

مصادر: الکافی 8: 308 ح 479؛ ثواب الاعمال: 253؛ نهج البلاغه: 540 ح 369؛ اعلام الدین: 406. (با کمی اختلاف در الفاظ).
توضیح: در تمام مصادر بجز نهج البلاغه، این حدیث را روایت امیر المؤمنین علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌داند.
6) و یحکی أنّ علی بن ابی طالب رضی الله عنه لمّا أراد المسیر إلی نهروان، أتاه مستور بن عفیف، فقال: یا أمیر المؤمنین! لا تخرج فی هذه الساعة، قال: فمتی أخرج إذا؟ قال: لثلاث ساعات تمضی. قال: لم؟ قال: لأنّک إن خرجت الساعة، أصابک ضرّ. و إن خرجت لثلاث ساعات، ظفرت. فقال: أخبرنی مما فی بطن هذه الدابّة، أ ذکر أم أنثی؟ قال: إن حبست علمت. قال: إن صدّقک بهذا القول فقد استغنی عن الإستعانة. ثم قرأ: ﴿إنّ الله عنده علم الساعة﴾ – الآیة
ثم قال: أ تزعم أنّک تهتدی إلی الساعة التی من سار فیها صرف عنه السوء التی فیها؟ من صدّقک بهذا القول، ینبغی له أن یولّیک الحمد دون ربه. من صدّقک بهذا القول فقد جعل لله شریکا. اللهم لا طیر إلّا طیرک و لا خیر إلّا خیرک و لا ضرّ إلّا ضرّک و لا إله إلّا أنت.
ثم قال: یکذّب قولک و یخالفک. فسار ساعتئذ. فما کان إلّا هنیهة، حتی هزمهم و ظفر بأعدائه.
ر 2/ م 4/ فی النجوم / ص 37 الف.

مصادر: الخصال کما نقله مرآة العقول 26: 444، و لم یذکر مستور بن عفیف، بل قال: <أتاه منجم>.
7) قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه:
بَقِيَّةُ عُمُرِ الْمؤمن لَا ثَمَنَ‏ لَهُ‏، يُدْرِكُ بِهِا مَا فَاتَ و یحسن العمل فیما بقی.
ر 2/ م 6/ فی خلق اللیل و النهار/ ص 39 ب.

مصدر: روضة الواعظین 2: 394. به لفظ:
بَقِيَّةُ عُمُرِ الْمَرْءِ لَا ثَمَنَ‏ لَهُ‏ يُدْرِكُ بِهِ مَا فَاتَهُ وَ يُحْيِي بِهِ مَا أَمَاتَه‏
8) قال علی رضی الله عنه:
القلوب تملّ کما تملّ الأبدان، فابتغوا لها طرائف الحکمة.
ر 2/ م 10/ فی الغیوم و المیاه/ ص 52 الف.

مصادر: نهج البلاغه: 483 و 504 ح 89 و 193؛ خصائص الائمة: 113؛ عیون الحکم: 152؛ غرر الحکم: 232.
9) عن علی رضی الله عنه:
مَا مِنْ دُعَاءٍ إِلَّا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ السَّمَاءِ حِجَابٌ، حَتَّى يُصَلِّيَ عَلَى محمد وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ. فَإِذَا صلی علی محمد، خَرَقَ‏ ذَلِكَ‏ الْحِجَابَ‏ وَ دَخَلَ‏ الدُّعَاءُ. و َإِذَا لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ رَجَعَ الدُّعَاء.
ر 3/ م 5/ فی خصائص المصطفی/ ص 80 ب.

مصدر: بشارة المصطفی 2: 263. البته کلام را به عنوان روایت امیر المؤمنین از پیامبر روایت کرده است.
10) و قال علی رضی الله عنه:
أنا یعسوب المؤمنین، و کلّ مؤمن یعسوب نفسه.
و معنی الیعسوب: السید و السائس، کیعسوب النحل، سائس جمیع النحل و سیّدها. و یقال: معناه: أنا کالنحل لا آکل إلّا طیّبا حلالاً.
و قال ابوالعباس تغلب عن علی رضی الله عنه أنّه دخل علیه عبید خبیر و إذا بین یدیه ذهب مسبوک. فقلت: ما هذا یا امیر المؤمنین؟ قال: هذا یعسوب المنافقین. قال: فقلت: ما معنی الیعسوب؟ قال: بهذا یلوذ المنافقون، و به تعالی یلوذ المؤمنون.
ر 3/ م 8/ فی مناقب اصحاب الرسول / ص 105 ب.

مصدر: شرح الاخبار 2: 278 – 279. (قریب مضمون).
11) یقال: عاش [رسول الله] بعد نزول هذه السورة [= سورة إذا جائ نصر الله و الفتح] سنتین بعد ما جدّ فی العمل و حسر عن الذراعین و شمّر ساقیه و شدّ الأزار فی طاعته.
و لذلک قال علی رضی الله عنه:
إذا تمّ أمر دنا نقصه
توقّع زوالاً إذا قیل تمّ.
ر 3/ م 10/ فی وفاة رسول الله صلی الله علیه [و آله] / ص 115 ب.

مصادر: روضة الواعظین 2: 449؛ دیوان امیر المؤمنین : 400.
12) روی عن علی رضی الله عنه أنه سئل: المؤمن هل یری ربه؟ قال: یرونه بقلوبهم. قیل: فهل رأیته؟ فقال: أأفترانی أعبد شیئاً لم أره؟
ر 4/ م 1/ فی الإیمان بالله عزوجل/ ص 117 الف.

مصادر: الإحتجاج 2: 336. البته کلام را به امام صادق علیه السلام نسبت داده است.
13) و أمّا تفسیر الأذان، فعن ابن عباس أنّه قال: أتدرون ما قال المؤذّنون؟ و کان جالساً بالطائف عند عکرمة و سعید بن جبیر و أبی العالیة.
فقالوا: أخبرنا یابن عمّ رسول الله.
فقال: إذا قال المؤذّن: الله اکبر، الله اکبر، یقول: یا مشاغیل الأرض! قد وجبت الصلوة، فتضرّعوا لها.
و إذا قال: أشهد أن لا إله إلا الله، یقول: شهد لی من فی السماوات و من فی الأرض.
و إذا قال: أشهد أنّ محمدا رسول الله، یقول: إذا کان یوم القیامة، یقوم الأنبیاء فیشهدون لی أنّی أخبرتکم فی الیوم خمس مرّات، و حجّتی عند الله قائمة.
و إذا قال: حیّ علی الصلوة، یقول: دیناً قیماً فأقیموها.
و إذا قال: حیّ علی الفلاح، یقول: تعالوا إلی طاعة الله، و خذوا سهمکم من رحمة الله.
و إذا قال: الله اکبر، الله اکبر، یقول: حرمت الأعمال کلّها قبل الصلوة.
و إذا قال: لا إله إلّا الله، یقول: أمان سبع سماوات و سبع أرضین و الجبال و البحور، وضعت علی أعناقکم. فإن شئتم، أقبلوا. و إن شئتم، أدبروا.
و مثله عن علی رضی الله عنه.
ر 4/ م 2/ فی تعظیم قدر الطهارة و الصلوة/ ص 134 الف.

مصدر: جامع الأخبار: 67 (نزدیک به مضمون).
14) و کان علی بن أبی طالب رضی الله عنه إذا حضرت الصلوة، یتزلزل و یتلوّن. فیقال له: ما لک یا امیر المؤمنین؟ فیقول: جاء وقت أمانة عرضها الله علی السماوات . الأرض و الجبال، فأبین أن یحملنها و أشفقن منها، و حملها الإنسان. فلا أدری أ حسن اداء ما حملته أم لا؟
ر 4/ م 2/ فی تعظیم قدر الطهارة و الصلوة/ ص 137 ألف.

مصدر: فلاح السائل، عن کتاب اللؤلؤیات؛ بحار الأنوار 81: 248 عن فلاح السائل.
15) یقال: صلّی علی بن أبی طالب رضی الله عنه علی جنازة، ثم قال – و هو یخاطب المیت -: إن کنت مغفورا فطوبی لنا. و إن کنا مغفورین فطوبی لک.
ر 4/ م 2/ فی تعظیم قدر الطهارة و الصلوة / ص 144 الف.

مصدر: الدعوات للراوندی: 259.
16) و أما استلام الحجر، فقد روی ابوسعید الخدری، قال:
حججنا مع عمر بن الخطاب. فلمّا أخذ فی الطواف، استقبل الحجر، ثم قال: انی اعلم انک لا تضرّ و لا تنفع. و لولا انی رأیت رسول الله صلی الله علیه [و آله] قبّلک، ما قبّلتک. و مضی.
فقال له علی: یا أمیر المؤمنین! یضرّ و ینفع. قال: بمَ؟ قال: بکتاب الله. قال: و أین ذاک من کتاب الله؟
قال: قال الله تعالی: ﴿و إذ أخذ ربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم و أشهدهم علی أنفسهم ألست بربکم﴾>خلق الله آدم و مسح یده، فأخرج ذریته من ظهره فقرّرهم بأنّه الربّ و أنّهم العبید. و أخذ عهدهم و مواثیقهم، و کتب ذلک فی رقّ. و کان لهذا الحجر، عینان و لسان. فقال: افتح فاک. ففتح فاه. فألقمه ذلک الرقّ و قال: أشهد لمن وافاک یوم القیامة، فهو یضرّ و ینفع.
فقال عمر: أعوذ بالله أن أعیش فی قوم لست منهم یا ابی الحسن.
ر 4/ م 5/ فی فضل الحج و وجوبه / ص 164 ب – 165 الف.

مصادر: مناقب ابن شهر اشوب 3: 363 نقلا عن احیاء علوم الدین؛ تفسیر عیاشی 2: 38 ح 105.
17) یحکی أنّ بعض العارفین احتاز بسکران، و هو یقول بالفارسیة:
ببوکی مرا ز بهر یاری بکشند
من هم بمرم مرا جهان ران بکنند (؟)
فصاح هذا العارف و رعق (؟) و جعل یردّد البیت حتی غشی علیه.
و هذا الشاعر کأنّه أخذ المعنی من قول علی بن أبی طالب رضی الله عنه من شعره:
فإن کانت الأجساد للموت أنشئت
فقتل امرئ فی الله بالسیف آفضل
ر 4/ م 6/ فی الجهاد/ ص 170 ب.

مصادر: المناقب 4: 95، کشف الغمه 2: 28. البته آنها به امام حسین علیه السلام نسبت داده اند.
18) قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه: من جمع فیه ستة خصال، لم یدع للجنة مطلباً و لا عن النار مهرباً: عرف الله فأطاعه، و عرف الشیطان فعصاه، و عرف الدنیا فرفضها، و عرف الآخرة فطلبها، و عرف الحقّ فاتّبعه، و عرف الباطل فاتّقاه.
ر 5/ م 1/ فی بیان معرفة الله / ص 199 الف.

مصادر: جامع الاخبار: 108، مجموعه ورام 1: 135، شرح نهج البلاغه 20: 264، الحکم المنسوبة ، رقم 88.
19) عن الأصبغ بن نباتة قال: کنت مع علی بن ابی طالب رضی الله عنه فی بعض المقابر، اذ قال:
السلام علی أهل لا اله الا الله من اهل لا اله الا الله، یا اهل لا اله الا الله، بحق لا اله الا الله، کیف وجدتم قول لا اله الا الله.
قال الأصبغ: فإذا قائل یقول: وجدنا المنجیة من کل هلکة.
ر 5/ م 3/ فی معرفة اسماء الله و صفاته / ص 202 الف.

مصدر: جامع الاخبار: 50 فصل 24.
20) الرحمن علی العرش استوی .... سئل علی بن ابی طالب رضی الله عنه، فقال: کان الله و لا مکان، و هو الآن کما کان.
ر 5/ م 3/ فی معرفة اسماء الله و صفاته/ ص 205 الف.

مصادر:
الف. فقط نیمه اول حدیث (کان الله و لا مکان): الکافی 1: 90 و 226، التوحید: 175.
ب. نیمه دوم حدیث به عبارت (فلما خلق المکان لم یتغیّر عمّا کان): متشابه القرآن 1: 58.
21) قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه:
کم من مستدرج بالإحسان إلیه، و کم من مغرور بالستر علیه، و کم من مفتون بحسن القول فیه، و ما ابتلی الله احداً بمثل الإملاء فیه، لأنّه قال: ﴿و لا تحسبنّ الذین کفروا أنّما نملی لهم خیر لأنفسهم إنّما نملی لهم لیزدادوا إثما و لهم عذاب مهین﴾
ر 5/ م 5/ فی معرفة آلاء الله و نعمائه / ص 218 الف.

مصادر: تحف العقول: 203، نهج البلاغه : 489 و 513 ح 112 و 257، الأمالی للطوسی: 443 مجلس 15، مجموعه ورام 2: 168.
22) قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه: الدنیا جیفة. فمن أرادها، فلیصبر علی مخالطة الکلاب.
ر 5/ م 8/ فی معرفة الدنیا و غرورها / ص 223 ب.

مصادر: مجموعه ورام 1: 137 (با عنوان: قال بعضهم)، عیون الحکم لیثی: 178 فصل 18 (مضمون)، مستدرک نهج البلاغه: 185 (عین لفظ).
23) عن الأصبغ بن نباتة قال: خطب علی بن ابی طالب رضی الله عنه ذات یوم، فقال: عباد الله! الموت الذی لیس لأحد منه فوت. إن أقمتم له أخذکم، و إن فررتم منه أدرککم. فالنجا، النجا. الوجا، الوجا.
ورائکم حثیث القبر، فاحذروا ضغطته و ظلمته و وحشته. ألا و إنّ القبر حفرة من حُفَر النیران أو روضة من ریاض الجنة.
ألا و إنّه یتکلّم کلّ یوم ثلاث مرّات، فیقول: أنا بیت الدود و التراب، أنا بیت الظلمة، أنا بیت الوحشة.
ألا و إنّ ورائکم لک (؟) یوماً یشیب فیه الصغیر و یسکر فیه الکبیر، و تضع کلّ ذات حملٍ حملها، و تری الناس سکاری و ما هم بسکاری و لکنّ عذاب الله شدید.
ألا و إنّ وراء ذلک ما هو أشدّ منه نار جهنّم: حرّها شدید و قعرها بعید، و خازنها مالک لیس لله فیها رحمة. و إنّ ورائه الجنّة، عرضها السماوات و الأرض أعِدّت للمتّقین.
جعلنا الله و إیّاکم من المتّقین، و أجارنا الله و إیّاکم من العذاب الألیم.
ر 5/ م 9/ فی الموت/ ص 231 ب.

مصادر: (مضمون): نهج البلاغه: 384 رساله 27، الامالی للمفید: 264 مجلس 31، الامالی للطوسی: 28 مجلس 1، مجموعه ورام 1: 11.
24) قال عبدالله بن عباس رضی الله عنه: کان علی رضی الله عنه یقرأ: أنا الجنة التی وعد المتّقون.
و قیل لعلیّ بن ابی طالب رضی الله عنه: نوادر من القرآن فی صفة الجنة، منها ما رواه ابن عباس (؟).
ر 5/ م 10/ فی صفة القیامة/ ص 224 الف.

مصدر: منهاج البراعة 6: 229 (حدیث البساط).
25) قوله: للذین أحسنوا الحسنی و زیادة. قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه: الزیادة غرفة فی الجنة من لؤلؤة واحدة، لها أربعة أبواب.
ر 5/ م 10/ فی صفة القیامة/ ص 245 الف.

مصادر: متشابه القرآن و مختلفه 1: 100، تفسیر الصافی 2: 40 نقلاً عن المجمع، ذیل آیة 26 سورة یونس.
26) قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه: بقیة عمر الرجل لا قیمة له.
قیل: هذا تفسیر قوله: ﴿أفلا یتوبون إلی الله و یستغفرونه﴾.
ر 6/ م 1/ فی التوبة/ ص 248 الف.

مصدر: بحار الانوار 6: 138 نقلا عن الدعوات للراوندی.
27) قال علی رضی الله عنه: من أصبح و لم یشکر لهذه الأربع، حقّ علیه زوال النعم:
أولها: الحمد لله الذی رزقنی معرفته و لم یترکنی عمیان القلب.
و الثانیة: الحمد لله الذی جعلنی من أمة محمد [صلی الله علیه و آله].
و الثالثة: الحمد لله الذی جعل رزقی بیده و لم یجعل بید غیره.
و الرابعة: الحمد لله الذی ستر علیّ عیوبی و لم یفضحنی بین یدی الخلائق.
ر 6/ م 6/ فی الشکر/ ص 253 ب
.
مصدر: دعوات راوندی: 81.
28) لعلی رضی الله عنه:
فإن تکن الدنیا تعدّ نفیسة
فدار ثواب الله أعلی و أنبل
و إن یکن الأموال للترک جمعها
فما بال متروک به المرء یبخل؟
و إن یکن الأبدان للموت أنشئت
فقتل امرئ فی الله بالسیف أفضل
ر 7/ م 4/ فی البذل / ص 263 الف. فقط بیت دوم در: ر 9/ م 3/ فی فضل الجود و السخاء/ ص 279 ب.

مصدر: مناقب 4: 95. به امام حسین علیه السلام نسبت داده است.
29) علی رضی الله عنه فی ما روی الحارث الأعور، قال: دخلت علی علیّ بن أبی طالب فسمعته یقول لابنه محمد بن الحنفیة: یا بنیّ! لا تلم من قوت له علی طلب قوته، فإنّه من عدم قوته عدم عقله و ضجر نفسه و ملة أهله. و کان أکثر کلامه علیه لا له. فإن کان عاقلاً جهّلوه و إن کان أدیباً سفهوه و إن کان لبیباً فنّدوه. یا بنیّ! الفقیر لا یُسمع کلامه و لا یعرف مقامه و یتقضی بالحیران أیّامه و یبغضه أهله و جیرانه.
ثمّ أنشأ یقول:
کثیر المال لیس له عوار
و لا فی کلّ ما یأتیه عار
لأنّ المال یستر کلّ عیب
و فی الفقر المذلّة و الصغار
کذاک الفقر بالأحرار نودی
کما ازرت بشاربها العقار
ر 7/ م 5/ فی فضل الفقر علی الغنی / ص 264 ب.

مصدر: دیوان امیر المؤمنین علیه السلام: 201 (فقط شعر را آورده است).
30) قال علی رضی الله عنه: علیکم بالإخوان فإنّهم عدّة الزمان فی الدنیا و الدین. ألم تسمعوا إلی قوله تعالی یحکی عن أصحاب النار: ﴿فما لنا من شافعین و لا صدیق حمیم﴾
ر 7/ م 10/ الحب فی الله و البغض فی الله / ص 269 الف.

مصدر: مشکاة الانوار: 187 فصل 1.
31) عن علی بن ابی طالب رضی الله عنه: لقد رأیتنی ........... رسول الله صلی الله علیه [و آله] ربط الحجر علی بطنی. و کنت استسقی الیهود ........... و لو بتمر. و إن صدقتی الیوم قد بلغت أربعین ألف دینار.
ر 8/ م 2/ فی الوصیة بالتحفظ من نتنه البطالة/ ص 271 ب.

مصدر: مکاتیب الأئمة 2: 344.

بخش دوم
احادیث علوی که در مصادر دیگر نیافتیم

32) قال علی رضی الله عنه: أوّل عوض حلیم من حلمه أنّ الناس أنصاره. و قال للأحنف: ما نازعنی أحد فی ..... أخذت أمری بإحدی ثلاث خصال: إن کان فوقی عرفت له قدراً، و إن کان دونی أکرمت نفسی عنه، و إن کان مثلی تفضّلت علیه.
ر 9/ م 5/ فی الحلم / ص 280 ب.

33) قال محمد بن الحنفیة: أرجی آیة فی کتاب الله تعالی: ﴿و لسوف یعطیک ربک فترضی﴾.
و یروی عن علی رضی الله عنه أنّه کان یقول: أرجی آیة فی کتاب الله: ﴿ما أصابکم من مصیبة فبما کسبت أیدیکم و یعفو عن کثیر﴾.
و قال جعفر الصادق: أرجی آیة: ﴿قل للذین کفروا إن ینتهوا یغفر لهم ما قد سلف﴾.
ر 7/ م 8/ فی الرجاء و سعة رحمة الله/ ص 267 ب.

34) قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه: إنّ بین یدی التقوی خمس عقبات، من لا یجاوزها لا ینالها:
اولها: إختیار الشدّة علی النعمة. و الثانی: اختیار الجهد علی الراحة. و الثالث: اختیار الذلّ علی العزّ. و الرابع: اختیار القوت علی الفضول. و الخامس: اختیار الموت علی الحیاة.
ر 6/ م 4/ فی التقوی/ ص 250 الف.

35) عن علی بن ابی طالب رضی الله عنه فی قوله تعالی ﴿ألأخلّاء یومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلّا المتّقین﴾ قال:
خلیلان مؤمنان و خلیلان کافران. مات أحد الخلیلین المؤمنین، فبشّر خلیله، فقال: إنّه کان لی خلیل یأمرنی بطاعتک و طاعة رسولک، و یأمرنی بالخیر و ینهانی عن الشرّ، و یخبرنی أنّی ملاقیک. اللهم فلا تقتله بعدی حتی تعطیه کما أعطیتنی و ترضیه کما أرضیتنی.
ثمّ مات الآخر، فبشّر بالجنّة. فیقال (فقال؟): لیتنی کلّ واحد منکما علی صاحبه، فیقول أحدهما للآخر: إنّی کنت ما عملک (؟) لتأمرنی بالخیر و تنهانی بالشر (عن الشرّ؟). و تأمرنی بطاعة الله و تنهانی عن معصیته. و تخبرنی أنّی ملاقیه. فجزاک الله عنّی خیراً من أخ و صاحب.
فیقول الآخر: و أنت فجزاک الله عنّی خیراً.
و مات أحد الخلیلین الکافرین، فبشّر بالنار، فعلی فید (؟) الأوّل .....
ر 5/ م 10/ فی معرفة القیامة/ ص 238 ب – 239 الف.

36) عن علی رضی الله عنه أنّه قال: إذا کان بین الثلاثمائة و الدربعمائة، أوحی الله تعالی إلی الملائکة أن العنوا عصاة بنی آدم. فمن دخل فی لعنة الله، مسخ الله قلبه و جعل قلبه قلب کافر، فلا یرغوی عن معصیة الله. فأوّل ما مسخ الله قلوبهم أن یقذف فی قلوبهم بغض الفقراء و التّهاون بهم، و یقذف فیها محبّة الأغنیاء؛ فلا یری غنیّاً إلّا معظّماً، و لا یری فقیراً إلّا مقهوراً. فإذا کان کذلک، رفعت الأمانة منهم. و إذا کان کذلک، نزعت من قلوبهم الرحمة. و إذا کان کذلک، سلب منهم الإیمان؛ فیموتون یوم یموتون و هم علی غیر ملّة الإسلام.
ر 5/ م 8/ فی معرفة الدنیا و غرورها / ص 224 ب.

37) قال علی بن أبی طالب رضی الله عنه:
أربعة أشیاء فی زیادة و أربعة أشیاء فی نقصان:
أجلک فی نقصان و أملک فی زیادة؛
و رزقک فی نقصان و حرصک فی زیادة؛
و شبابک فی نقصان و هرمک فی زیادة؛
و الموت فی ............... و أنت عن الموت غافل.
ر 5/ م 9/ فی الموت / ص 227 ب.

38) لعلیّ بن أبی طالب رضی الله عنه:
سرّ السرائر مطویّ بالآیات
مؤیّن الأین معلوم الدلالات
مکیّف الکیف معروف بظاهره
مغیّب الغیب مدلول بآیات
تاه الخلائق فی عمیاء مظلمة
منه، فلم یعرفوا غیر الإشارات
ر 5/ م 2/ فی تفسیر المعرفة و الوحدانیة/ ص 199 ب.

39) قال علیّ بن أبی طالب رضی الله عنه:
العارف من عرفه فألفه و أنف أن یخالفه.
ر 5/ م 2/ فی تفسیر المعرفة و الوحدانیة / ص 200 ب.

40) عن عبدالله بن جعفر قال: قال علی رضی الله عنه:
ألا أعلّمک کلمات ما علّمتها حسناً و لا حسیناً؟ إذا سألت الله حاجة، فأردت أن تنجح، فقل: لا إله إلّا الله وحده لا شریک له الحلیم الکریم. لا إله إلّا الله وحده لا شریک له العلیّ العظیم.
ر4 / م 10/ فی الدعاء و شرائطه / ص 192 ب.

41) و یقال: جاء رجل إلی علی بن أبی طالب رضی الله عنه. فقال: یا أمیر المؤمنین! إنّ ابنی هذا علّمته القرآن، و أنا أرید أن أسلمه إلی حرفة أنتفع به أنا و هو. فقال: ترید حرفة الأنبیاء أم حرفة أشراف أهل الجنّة؟ فقال: و ما حرفة الأنبیاء و حرفة أشراف أهل الجنّة؟ فقال: أمّا حرفة الأنبیاء فالغزو و الجهاد. و أمّا حرفة أهل الجنّة فطلب العلم.
ر 4/ م 6/ فی الجهاد / ص 167 ب.

42) عن علی رضی الله عنه أنّه قال:
إنّ الأیمان یبدوا لمعة بیضاء فی القلب. فکلّما ازداد الإیمان عظماً، ازداد ذلک البیاض حتی یبیض القلب کلّه.
و إنّ النفاق یبدوا لمظة سوداء فی القلب. فکلّما ازداد النفاق، ازداد ذلک السواد حتی یسود القلب کلّه.
و أیم الله لو شققتم عن قلب المؤمن، لوجدتموه أبیض. و لو شققتم عن قلب المنافق، لوجدتموه أسود.
ر 4/ م 1/ فی الإیمان بالله عزّوجلّ/ ص 126 ب.

43) عن علی بن أبی طالب رضی الله عنه أنّه قال:
إنّ إبراهیم صلّی الله علیه بنی البیت کلّ یوم ساقاً. فلمّا بلغ موضع الحجر، قال لإسماعیل: إذهب، فالتمس حجراً أضعه هنا. فذهب یطوف بالجبل، فجائه جبرئیل بالحجر، فوضعه. فقال إسماعیل: یا أبت! من أین هذا؟ قال: جاء به من لم یتّکل علی بنائی و بنائک.
فبناه ثم انهدم. فبنته العمالقة، ثم انهدم. فبنته جُرهُم، ثم انهدم. فبنته قریش. فلمّا أن أرادوا أن یضعوا الحجر، تشاجروا فی وضعه، حتی کادوا أن یکون بینهم قتال بالسیوف. کلّ بطن من قریش یقول: أنا أضعه موضعه. فتواطئوا علی أن یجعلوا فی ما بینهم أوّل داخل من الباب.
فدخل رسول الله صلی الله علیه [و آله]. فقالوا: هذا الأمین. و کانوا یسمّونه فی الجاهلیّة محمداً الأمین. فقالوا: یا محمد! قد رضینا بک. فأمر بثوب فبسط و وضع الحجر فی وسطه. ثمّ أمر رجلاً من کلّ فخذ من أفخاذ قریش أن یأخذ بناحیة الثوب، ثم رفعوا. فأخذه رسول الله صلی الله علیه [ و آله] بیده، فوضعه.
ر 3/ م 6/ فی معجزات الرسول / ص 86 الف.

44) قال علی بن أبی طالب رضی الله عنه:
................ فإنّ روحه معلّق بالهواء إلی أن یتحرّک صاحبه. فإذا تحرّک انصرف ............. و یسکن فی جسده، أن أذن له فی ذلک. و إن لم یؤذن له، فذلک موته.
ر 2/ م 7/ فی نعت خلق الإنسان/ ص 43 ب.
45) کان علی بن أبی طالب رضی الله عنه إذا عرض له عارض مرض، جمع بین ماء السماء و ماء زمزم و العسل، و استوهب من مهر أهله شیئا و یأکله.
فقیل له فی ذلک، قال: إنّ الله قال: ﴿و أنزلنا من السماء ماءاً مبارکاً﴾. و قال النبیّ صلی الله علیه [و آله]: <ماء زمزم لما شرب>. و قال الله: ﴿فیه شفاء للناس﴾. و قال: ﴿فإن طبن لکم عن شیء منه نفساً فکلوه هنیئاً مریئاً﴾.
فمن جمع بین ما بورک فیه و جُعِل فیه الشفاء و الهنیء و المریء، یوشک أن یلقی العافیة.
ر 2/ م 8/ فی العظمة و خلق الدوابّ/ ص 48 الف.

46) عن علی رضی الله عنه:
أوّل ما خلق الله الأرض، عجّت إلی ربّها و قالت: أی ربّ! أتجعل علیّ بنی آدم یعملون علیّ الخطایا و یلقون علیّ الخبث؟ فأرسل الله فیها الجبال ما ترون. فکان أوّل قرارها مثل اللحم إذا قطع یترجرج.
ر 2/ م 5/ فی نعت الجبال/ ص 37 ب.

47) قال علی رضی الله عنه:
أوّل ما خلق الله الأرض، فعجّت و قالت: أی ربّ! تجعل علیّ بنی آدم یعملون علیّ بالخطایا و یلقون علیّ الخبث؟ فأرسی الله فیها الجبال فأقرّها.
ر 2/ م 2/ فی نعت خلق الأرضین / ص 25 ب.

48) قال علی بن ابی طالب رضی الله عنه:
إذا کان رأس الثلاثمائة، أرسل الله فتنة الخاصّة علی أثرها فتنة العامّة. فلا یری أحد إلّا و یکون مفتوناً. المؤمن فی ذلک الزمان أعزّ فی الدنیا من الکبریت الأحمر. أما إنّ مساجدهم مزخرفة، و أبدانهم نقیّة، و قلوبهم أنتن من الجیفة.
ر 2/ م 2/ فی نعت خلق الأرضین/ ص 29 ب.

49) قال علی بن أبی طالب رضی الله عنه:
............... علی الفقراء رغبة فی ثواب الله. و أحسن من ذلک نیة الفقراء علی .................
ر 8/ م 9/ فی الکبر / ص 276 ب.

50) روی عن علی بن أبی طالب رضی الله عنه:
................. و هو یری أنّه کذب، ................. الکاذبین.
ر 9/ م ......... / ص 283 ب.


بخش سوم
احادیث دیگر امامان یا شخصیت‌های اهل بیت
که در مصادر دیگر یافت شده است

51) و یحکی عن سفیان الثوری قال: دخلت علی جعفر بن محمد الصادق و علیه جبّة خز و قلنسوة خز و مطرف خز.
فقلت: یابن رسول الله! إنّا زهدنا فی الدنیا بکم، و أنتم ترغبون فیها هذه الرغبة؟ فقال: یا ثوری! هات یدک. فأخذ یدی. فأدخلها بین ثیابه، فإذا مما یلی بدنه مسح یکاد یمزّق جلده. ثم قال: جعلتم الزهد فی ثیابکم و الکبر فی قلوبکم.
ر 1/ م 9/ فی مراعاة الشرائط التی بها یستحقّ التذکیر / ص 16 الف.

مصادر: الکافی 5: 65 ح 1 (مفصل)، تحف العقول: 348 – 349 (مفصل).
52) قیل لجعفر الصادق رحمه الله: بمَ عرفت ربّک؟
قال: إنّی رأیت حصناً مزلقاً أملس، لا فرج فیه و لا خلل، ظاهره من فضّة مانعة و باطنه من ذهب مانع، انفلق منه طاووس و غراب و نسر و عصفور، فعلمت أنّ للخلق صانعاً.
ر 2/ م 1/ التفکر فی خلق الله / ص 20 الف.
ر 2/ م 8/ فی العظمة و خلق الدواب/ ص 48 ب.

مصادر: روضة الواعظین 1: 31، جامع الأخبار: 5.
53) یروی عن محمد بن علی [ ابن حنفیة] أنّه قال: یا أهل العراق! تزعمون أنّ أرجی آیة فی کتاب الله ﴿قل یا عبادی الذین أسرفوا علی أنفسهم لا تقنطوا من رحمة الله﴾؛ و نحن أهل بیت نزعم أنّ أرجی آیة فی کتاب الله: ﴿و لسوف یعطیک ربک فترضی﴾.
بلغنی أنّه لمّا نزلت هذه الآیة، قال النبی صلی الله علیه [ و آله] لجبرئیل: یا جبرئیل! یعطینی ربّی حتّی أرضی. قال: نعم. قال: إذا رضائی أن لا تعذب أحداً من أمّتی بالنار. فأنزل الله تعالی: ﴿إنّا لننصر رسلنا و الذین آمنوا فی الحیاة الدنیا و یوم یقوم الأشهاد﴾.
ر 3/ م 5/ فی خصائص المصطفی / ص 182 الف.

مصادر: شواهد التنزیل 2: 447، تفسیر الصافی 5: 341 از مجمع البیان.
54) قال جعفر الصادق [علیه السلام]:
کان علی خاتم إبراهیم الخلیل صلوات الله علیه: <لا إله إإلّا الله، محمد رسول الله، أفوّض أمری إلی الله، و ألجأت ظهری إلی الله و حسبی الله>. فأوحی الله علیه: تختّم بهذا، اجعل علیک النار برداً و سلاماً.
ر 3/ م 7/ فی صفة رسول الله / ص 101 ب.

55) فإن قیل: لِمَ أیتم الله تعالی نبیه صلی الله علیه [ و آله]؟ قیل: لما قاله جعفر الصادق [علیه السلام].
قال: أراد الله أن یفطمه عمّن سواه، فلا یری أحداً له علیه منّة، فیلزمه القیام بشکره بما دون مولاه، فیفرغ إلی محض العبادة و الشکر. إذ الله تعالی قرن شکر الوالدین بشکره، فقال: ﴿أن اشکر لی و لوالدیک﴾.
ر 3/ م 7/ فی صفة رسول الله / ص 102 ب.

مصادر: مکارم الأخلاق: 221 (مختصر).
56) سئل جعفر الصادق [علیه السلام]: یابن رسول الله! ممّن أخذت المعتزلة - أو قال: القدریة – دینها؟ فقال: والله ما أدری عمّن أخذوا دینها. ثمّ أنشأ یحدّث عن جدّه الحسین بن علی رضی الله عنهما قال:
إنّ القدریّة لم یرضوا بقول الله، و لا بقول الملائکة، و لا بقول النبیین، و لا بقول اهل الجنّة، و لا بقول اهل النار، و لا بقول أخیهم إبلیس.
فأما قول الله تعالی، فإنّه یقول: ﴿و الله یدعو إلی دار السلام و یهدی من یشاء إلی صراط مستقیم﴾.
و أمّا قول الملائکة، فإنّهم قالوا: <سبحانک لا علم لنا إلّا ما علّمتنا>، فاعترفوا بالعجز و النقص.
و أمّا قول النبیین، قال نوح علیه السلام: ﴿و لا ینفعکم نصحی إن أردت أن أنصح لکم إن کان الله یرید أن یغویکم﴾. و أمّا قول موسی [علیه السلام] فإنّه قال: ﴿إن هی إلّا فتنتک تضلّ بها من تشاء و تهدی من تشاء﴾.
و أمّا قول أهل الجنّة، فإنّهم قالوا: ﴿الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا أن هدانا الله﴾.
و أما قول أهل النار، فإنهم قالوا: ﴿لو هدانا الله لهدیناکم﴾.
و أمّا قول أخیهم إبلیس، فإنّه قال: ﴿ربّ بما أغویتنی﴾.
ر 4/ م 1/ فی الإیمان بالله عزوجل/ ص 120 ب.

مصادر: المحاسن 1: 244 و 245. (با کمی اختلاف).
57) عن سالم قال: دخلت علی جعفر بن محمد الصادق [علیه السلام] فی شهر رجب، و قد بقیت منه أیّام. فلمّا نظر إلیّ، قال: یا سالم! هل صمتَ فی هذا الشهر شیئاً؟ قلت: لا والله یابن رسول الله. فقال: لقد فاتک من الثواب ما لم یعلم مبلغه إلّا الله.
فقلت: یابن رسول الله! فإن صمت مما بقی شیئاً هل أنال تونا (؟) ببعض ثواب الصالحین؟ فقال: یا سالم! من صام یوماً من آخر هذا الشهر، کان ذلک أماناً من شدّة سکرات الموت، و أماناً له من هول المطّلع و عذاب القبر.
و من صام یومین من آخر هذا الشهر، کان له بذلک جواز علی الصراط. و من صام ثلاثة أیّام من آخر هذا الشهر، أمن من الفزع الأکبر و أُعطی برائة من النار.
ر 4/ م 4/ فی الصوم و شهر رمضان / ص 160 الف.

مصادر: امالی صدوق: 15، فضائل الأشهر الثلاثة: 18، روضة الواعظین 2: 396.
58) قیل: من الشرائط [ من شرائط الدعاء] ما کان لیونس علیه السلام من قدیم الخدمة و سابق الطاعة. قال الله تعالی: ﴿فلولا أنّه کان من المسبّحین للبث فی بطنه إلی یوم یبعثون﴾.
و مثله ما قال جعفر الصادق [علیه السلام]: من أحسن عبادة الله فی شیبوبته، لقّنه الله الحکمة فی کبر سنّه. ثم تلا: ﴿و لمّا بلغ أشدّه آتیناه حکماً و علماً و کذلک نجزی المحسنین﴾. یعنی: من هذه الأمّة إذا فعلوا مثله.
ثم قال: و من هجر الأعداء فی الله، عوّضه الله الاخاء فی الله. أ و لیس فی کتاب الله: ﴿فلمّا اعتزلهم و ما یعبدون من دون الله وهبنا له إسحق و یعقوب﴾
و من راقب الله أیّام رخائه، راقبه الله أیّام شدّته. أ و لیس هذا فی کتاب الله: ﴿فلولا أنّه کان من المسبّحین للبث فی بطنه إلی یوم یبعثون﴾.
ر 4/ م 10/ فی الدعاء و شرائطه/ ص 185 الف.

مصادر: فقط عبارت <من أحسن – الی – فعلوا مثله> در: اعلام الدین: 296 و مضمون آن در: خصائص الائمة: 111.
59) قوله: ﴿الرحمن علی العرش استوی﴾.
سئل جعفر بن محمد الصادق [علیه السلام] فقال: کلّما أحاط به وهمک أو جری فی فکرتک أو أصبته بحواسّک، فالله علی خلاف ذلک.
ثم قال: من زعم أنّ الله من شیء أو فی شیء أو علی شیء، فقد أشرک، لأنّه لو کان من شیء لکان محدثاً، و لو کان فی شیء لکان محصوراً، و لو کان علی شیء لکان محمولاً.
ر 5/ م 3/ فی معرفة أسماء الله و صفاته/ ص 205 الف.

مصادر: فقط جمله <من زعم – الی – محمولا> در: توحید صدوق: 178، جامع الاخبار: 7.
60) و یحکی عن جعفر بن محمد الصادق رحمة الله علیه أنّه دخل علی أبی جعفر الدوانیقی. فقال: یا جعفر! إنّی أرید أن أستشیرک فی أمر. قال: قل. قال: رأیت أطباق أهل المدینة علی خلافی و قد تأنّیت بهم مرّة بعد أخری، فلا أراکهم ینتهون. و قد رأیت أن أبعث إلیهم من یقطع نخلها و یغور عیونها، فما تری؟
فسکت جعفر الصادق. فقال: ما لک لا تتکلّم؟ قال: أتکلّم آمنا؟ قال: قل. قال: یا أمیر المؤمنین! إنّ سلیمان بن داوود أعطی فشکر. و إنّ أیّوب ابتلی فصبر. و إن یوسف قدر فغفر. و قد جعلک الله من نسل الذین یغفرون و یصفحون.
فسکن غضبه و أمسک.
ر 9/ م 6/ فی فضل العفو/ ص 281 ب.

مصادر: کافی 8: 308 ح 480، اثبات الوصیة: 187، مناقب 4: 231، کشف الغمة 2: 159 و 203.
61) عن الحسن بن علی [علیه السلام] قال: قال رسول الله صلی الله علیه [ و آله]: مثل المؤمن عندالله کمثل الملک الکقرّب، فإنّ المؤمن أعظم عندالله من الملک. و لیس أحبّ إلی الله من مؤمن تائب أو مؤمنة تائبة.
ر 3/ م 9/ فی خصائص هذه الأمّة/ ص 115 الف.

مصادر: صحیفة الامام الرضا علیه السلام: 46، کفایة الاثر: 119، روضة الواعظین 2: 293، جامع الاخبار: 85، مشکاة الانوار: 78.
62) قال الحسن بن علی رضی الله عنه: رأیت عیسی بن مریم فی المنام. فقلت: یا روح الله! إنّی أرید أن أنقش علی خاتمی فما أنقش علیه؟ قال: انقش علیه: لا اله الا الله الملک الحقّ المبین. فإنّه یذهب الغمّ و الهمّ.
ر 5/ م 3/ فی معرفة اسماء الله و صفاته / ص 203 الف – ب.

مصادر: غیبت طوسی: 297، جامع الاخبار: 134.
63) عن ابی جعفر الباقر [علیه السلام] قال: من قرأ آیة الکرسیّ مرّة صُرِف عنه ألف مکروه من مکروه الدنیا و ألف مکروه من مکروه الآخرة. أیسر مکروه الدنیا الفقر، و أیسر مکروه الآخرة عذاب القبر.
ر 5/ م 3/ فی معرفة اسماء الله و صفاته/ ص 203 الف.

مصادر: امالی صدوق (به نقل: بحار الانوار 89: 262).

بخش چهارم
احادیثی که در مصادر دیگر نیافتیم

64) قیل لجعفر الصادق رضی الله عنه: قول النبی صلی الله علیه [ و آله]: النظر إلی العالم عبادة، أیّ عالم هذا؟ قال: إذا کان العالم بحیث تنظر إلیه یذکّرک الآخرة. و من کان علی غیر هذه الصفة، فالنظر إلیه فتنة.
ر 1/ م 10/ مراعاة الشرائط التی أخذ علی المتعظ/ ص 18 الف.

65) عن جعفر بن محمد عن أبیه عن جدّه قال: إنّ الله تعالی لمّا نظر إلی الجوهرة جمدت. فصارت جوهرة حمراء، ثم نظر إلیها ثانیة.
ر 2/ م 1/ فی نعت خلق السماوات/ ص 24 ب.

66) قوله: ﴿فإنّ مع العسر یسراً﴾. قال جعفر الصادق [علیه السلام]: معناه أنّ مع العسر الذی کنت فی بطن الأمّ یسراً بعده، حیث آخرجت من ضیق ما کنت فیه إلی رحب الدنیا و سعتها. و العسر الثانی القبر یسراً إلی رحب الجنّة.
ر 3/ م 5/ فی خصائص المصطفی/ ص 83 ب.

همین مضمون به لفظ دیگر:
قال جعفر الصادق [علیه السلام] فی قوله تعالی: ﴿فإنّ مع العسر یسراً﴾: إنّه العسر الذی کان فی رحم الأمّ و ضیقه. و الیسر أن أخرجه إلی رحب الدنیا. و الیسر الثانی من القبر إلی رحب الجنّة.
ر 5/ م 5/ فی آلاء الله و نعمائه/ ص 212 ب.

67) یقال: کان جعفر الصادق رحمه الله إذا صلّی اتّخذ حاجباً یحجب عنه من شغله. فإذا کان وقت طعامه، أمر حتّی یفتح الباب، فیدخل کلّ من کانت به حاجة.
ر 4/ م 3/ فی ذکر الزکاة/ ص 167 الف.

68) قال جعفر الصادق [علیه السلام]: الدنیا کلّها سموم. فلیتعوّذ أحدکم بالله أن ینال سمّاً قاتلاً.
ر 4/ م 10/ فی الدعاء و شرائطه / ص 190 الف.

69) قال جعفر الصادق [علیه السلام]: الرحمن من إذا سئل اعطی، و الرحیم من إذا لم یُسئل یغضب.
و أنشد:
الله یغضب إن ترکت سؤاله
و بنی آدم حین یسئل یغضب
ر 5/ م 4/ فی فضل کلام الله القرآن علی الکتب/ ص 207 الف.

70) و یقال: ذکرت العافیة بین یدی الصادق [علیه السلام]. فقال: العافیة موجودة و معرفة العافیة مجهولة.
ر 5/ م 5/ فی معرفة آلاء الله و نعمائه/ ص 211 ب.

71) قال جعفر الصادق [علیه السلام] فی قوله ﴿مرج البحر یلتقیان﴾:
هما بحر الشهوة و بحر العقل، بینهما برزخ هو الحاجز من الله بینهما.
ر 5/ م 6/ فی معرفة النفس و شرورها/ ص 219 ب.

72) روی عن محمد بن علی بن الحسین [علیهم السلام] عن ابیه عن جده قال:
إنّ الله یکرم المؤمن یوم القیامة؛ یجیء الرجل بالرجل یطلب بالمظلمة، فیقول الله: عبدی! أ لیس قد غفرتها له؟ فیقول: و أیّ ذلک یا ربّ؟ فیقول: أ لیس سألتنی أن أغفر للمؤمنین و المؤمنات؟ فإن شئت استجیب لک و هو أحدهم. و إن شئت رددتها علیک و أنت أحدهم. فیقول: یا رب! استجب و اغفر للجمیع. فیغفر لهم جمیعاً.
ر 5/ م 5/ فی آلاء الله و نعمائه/ ص 212 ب.


بحمد الله تعالی و حسن توفیقه نگارش اولیه این گفتار در روز 24 جمادی الاولی 1436 (24 اسفند 1393) در دزفول پایان یافت. انشاء الله این بنده ناتوان توفیق عمل به آنها را نیز بیابد. و الحمد لله اولا و آخرا و صلی الله علی محمد و آله الاطهار. و عجل الله تعالی فرج خاتمهم و قائمهم و لعن الله عدوهم ما اتصل اللیل و النهار.
يكشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۳:۰۷