مقدمه
شرکت در دومین همایش مخطوطات در کربلا (مهر 1394) فرصتی بود تا با شماری از اندیشمندان و اندیشه‌های آنان از نزدیک آشنا شویم. تفصیل در مورد این همایش را دوست محقق و همسفر ما استاد حسین متقی در دو گفتار خود در پایگاه اینترنتی بساتین آورده است، با این نشانی‌ها:

الف. گزارشی کلی از همایش و متن کامل چکیده مقالات به زبان عربی
ب. سفرنامه‌ای مبسوط و پر نکته و تفصیل (بیش از شصت صفحه)

آن مطالب را تکرار نمی کنم. آنچه در این سلسله گفتارها ارائه می شود، ترجمه فارسی برخی از چکیده‌های مقالات همایش است که این ترجمه‌ها از همان محل همایش (قاعة الإمام الحسن علیه السلام در جوار حرم مقدس ابی الفضل العباس علیه السلام) آغاز شد و تا روزهای بعد ادامه یافت. البته فرصت تایپ و ارسال آن به پایگاه کاتبان به دست نیامد تا امروز جمعه هشتم آبان 1394 که نخستین گفتار از این سلسله به کاتبان ارسال می شود و امید است دیگر گفتارها در روزهای آینده ارسال شوند. بدان امید که این اقدام مختصر، سرآغازی بر نشر ترجمه‌های فارسی اصل مقالات باشد.

مقاله اول
عدم توجه فرهنگ‌های لغت عربی به کلام اهل بیت علیهم السلام
قیس بهجت العطار، رضا عرب بافرانی، قاسم شهری (مشهد)

چکیده
نزاع بین دانشمندان علم لغت و نحو از یک سوی، و محدثان از سوی دیگر، نزاعی کهن بوده و هست. شمار زیادی از دانشمندان لغت و نحو در گذشته به احادیث نبوی احتجاج نکرده و در توضیح معنای لغت به حدیث استناد نکرده‌اند. در رأس آنها سیبویه (م 180) است که تعداد احادیثی که در «الکتاب» آورده، از عدد انگشتان دست نمی گذرد. در برابر او کسانی هستند که بدون تردید به احادیث نبوی استناد کرده‌اند، مانند ابن جنّی (م 392)، ابن فارس (م 395)، و جوهری (م 398).
این نزاع در قرن هفتم به شکل علنی شدّت گرفت. ابن ضایع اندلسی (م 680) و بعد از او ابوحیان اندلسی (م 745) ادعا کردند که مالک (م 672) باب استدلال به حدیث نبوی را بطور کامل گشوده و آن را اصلی از اصول لغت و نحو قرار داده است.
در همین زمینه، از کلام اهل بیت علیهم السلام بطور کلی غفلت شده است. آنان فراموش کرده‌اند یا خود را به فراموشی زده‌اند که ائمه محور ادبیت عرب و پیشوایان فصاحت و بلاغت هستند، و امیر مؤمنان علیه السلام نخستین سنگ بنای علم نحو را بنیان نهاد، و نخستین کسی است که طعم میوه‌های بلاغت را به مردم چشانید.
در سدۀ هفتم، رضی استرآبادی (م 686) گوی سبقت را در استناد به کلام اهل بیت بدون تشکیک در آن، ربود. پس از آن بار دیگر نسبت به کلام اهل بیت غفلت شد، تا زمانی که دورۀ فخرالدین طریحی (م 1085) و سید علی خان مدنی (م 1120) و میرزا محمدعلی بن صادق شیرازی (متوفی بعد از 1300) فرا رسید. اینان کلام اهل بیت را به عنوان مستندات ناگزیر خود برگرفتند و به شمار زیادی از احادیث استناد کردند. با وجود این، تا کنون کسی کلمات اهل بیت را که فرهنگنامه‌های لغوی در یک رده، در مظانّ خود نقل نکرده‌اند، گرد نیاورده است، با اینکه در لغت و نحو، گزیری از آنها نیست.
در این مقاله، نمونه‌هایی از کلام اهل بیت آورده‌ایم، خصوصاً در نهج البلاغه و صحیفۀ سجادیه، که در فرهنگ‌های لغوی و مصادر نحو و بلاغت، در محلّ خود نیاورده‌اند. یا اینکه برخی از آن جملات در مصادر مربوطه نقل شده، بدون تصریح به اینکه از اهل بیت گرفته شده است. این کلمات اهل بیت علیهم السلام اگر در یک کتاب گردآوری شود، یک یا چند مجلّد ضخیم خواهد شد.
يكشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۹:۳۶