بارها در این زمینه به ما گفته شده و هشدار داده‌اند که: هر چه نعمتی والاتر، شکر آن نیز والاتر و ناسپاسیِ آن زیانبارتر.
کلام گویای جواد الائمه علیه السلام راه را بر هر عذر و بهانه‌ای می‌بندد: «نعمة لا تُشکر کسیّئة لا تُغفر». اما این همه بیانها، گویی تلنگری می‌خواهد تا خفتگانی همچون نگارندۀ سیاه نامه را از خواب غفلت بیدار کند؛ و وظیفۀ فراموش شده‌اش را به یادش آورد. آیا کی به جای نزاع بیهوده بر سر مسائل فرعی، به وظایف جدی و اولویت‌های خود می‌اندیشیم و آنها را جدی می‌گیریم؟
سخن کوتاه، نامه‌ای کوبنده در پی می‌آید، که یکی از دانش پژوهان دینی، به نام احمد الخطیب، از دیاری دور، در 45 سال پیش خطاب به مرحوم آیة الله مرعشی نوشته است. متن نامه در مجموعۀ ارزشمند «نامه‌های ناموران» ص 969 به خطّ او آمده است که در اینجا بازخوانی می‌شود.
***
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرة آیة الله حاج سید شهاب الدین نجفی مرعشی، الموقّر
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
و بعد؛ فأتشرّف بأن أبعث لسیادتکم خطابی هذا، و ذلک بعد أن حصلت علی عنوانکم الشریف من أخ عزیز یعرفکم جیّداً، هو الأخ قدرة الله أتابک، زمیلی فی الدراسة بجامعة غرنوبل، ما نجتمع سویاً للتباحث حول شؤون دیننا الإسلامي الحنیف و حول واجباتنا نحن الشباب المسلم تجاه هذا الدین و أمّتنا.
لقد اطّلعت مؤخّراً علی کتاب نهج البلاغة للإمام علی علیه السلام، و بالمناسبة فلقد کانت المرّة الأولی بالنّسبة لي أن أقرأ هذا الکتاب. و لا غرابة في ذلک، فکثیر من المجتمعات الإسلامیّة التي عشت فیها و الجمعیّات الاسلامیّة التي انتسبت لها بفرنسا و غیرها، کانت یثیرون القیل و القال حول الشیعة إلخ. و لکن بعد اطّلاعي علی هذا الکتاب وقفت علی حقائق أجهلها. فجزاکم الله خیراً.
لذا أرجو من جنابکم العزیز أن تهدوا لي خاصة لمکتبتي هذا الکتاب نهج البلاغة حتّی استزید من الاستفادة في الاطّلاع علیه، کما أودّ أن تبعثوا لي ببعض الکتب الاسلامیّة عن الشیعة حتی یطمئنّ قلبی و حتی أکون علی بیّنة من أمري.
و في انتظار ردّکم الکریم فأشکرکم سلفاً و تفضّلوا بقبول أخلص تحیّاتی و جزیل تقدیری.
مخلصکم أحمد الخطیب 19 / 2 / 1975
***
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.

پنجشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۰ ساعت ۱۰:۲۱