آمار بازدید
[1]

دومین همایش بزرگداشت قاضی نورالله در هند، به سال 1435 ق. توسط مرکز میکروفیلم نور و به اهتمام استاد دکتر مهدی خواجه پیری برگزار شد. گرچه فرآورده های این همایش در ایران منتشر نشد، اما به برکت همان تلاشهای مخلصانه بذر مجموعه‌ای از تلاشهای دیگر در ایران پاشیده شد که پیش همایش خوزستان (در شوشتر به عنوان زادگاه قاضی و اهواز به عنوان مرکز استان) نخستین گام در این راه بلند است.

[2]

یکی از آثاری که در همایش هند به صورت چاپ عکسی از روی نسخه چاپی سال 1343 ق. منتشر شد، کتابی است به زبان اردو با حجم مختصر(37 صفحه) ولی حاوی اطلاعات مهم. عنوان آن «شهید ثالث؛ ترجمه قاضی نورالله المرعشی الآملی الشوشتری الحسینی رحمه الله» و مؤلف آن «میرزا محمد هادی صاحب عزیز لکهنوی» است، که نسخۀ آن یکی دو هفته پیش به دستم رسید.
آغازگر کتاب، تقریظ سید ناصر حسین لکهنوی (فرزند دانشمند میرحامد حسین) در تاریخ 18 رجب 1334 و پایان بخش کتاب، تقریظ عالم دیگر هندی سید نجم الحسن به تاریخ اول ذیقعدۀ 1343 است که هر دو به زبان اردو است.
بر فراز صفحۀ عنوان کتاب، آیه‌ای نقش بسته که حسن سلیقۀ مؤلف یا ناشر را نشان می‌دهد: «یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم و الله متمّ نوره و لو کره الکافرون».
همچنین سر آغاز مقدمه با آیه‌ای از قرآن است: «لا تحسبنّ الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا»، و پس از آن بیتی فارسی:

کشتگان خنجر تسلیم را
هر زمان از غیب، جانی دیگر است

[3]

کتاب با اشاره‌ای مختصر به عالمان شهید شیعه مانند ابن سکّیت و فتال نیشابوری و سپس شرح حال مختصر شهید اول و شهید ثانی آغاز می‌شود. ( ص 4 تا 13). پس از آن به قاضی نور الله می‌پردازد. در ضمن این شرح حال، نکاتی مطرح شده که برای نگارندۀ سطور جالب و تازه می‌نمود. لذا برای خود یادداشتی برداشتم و یادداشت شخصی خود را با عزیزان اقلیم کاتبان به اشتراک گذاشتم که در پی می‌آید.

[4]

یکی از معاصران قاضی که از متعصبان اهل تسنن است، یعنی ملا عبدالقادر در کتابش منتخب التواریخ که در مورد علمای عهد اکبر شاه نوشته، قاضی را چنین توصیف می‌کند:
«قاضی نور الله شوشتری اگر چه شیعی مذهب است، اما بسیار به صفت نصفت و عدالت و نیک نفسی و حیا و تقوا و عفاف و اوصاف اشراف موصوف است. و به علم و حلم و جودت فهم و حدّت طبع و صفای قریحه و ذکا مشهور است. صاحب تصانیف لائقه است. توقیع بر تفسیر مهمل شیخ فیضی نوشته [یعنی تفسیری که فیضی با حروف بدون نقطه نوشته است] که از حیّز تعریف و توصیف بیرون است و طبع نظمی دارد و اشعار دلنشین می‌گوید.
به وسیلۀ حکیم بوالفتح به ملازمت شاهی پیوست در زمانی که موکب منصور به لاهور رسید و شیخ معین قاضی لاهور را در وقت ملازمت از ضعف پیری و فتور قوا سقطه در دربار واقع شد.
رحم بر ضعف او آورده فرمودند که شیخ از کار مانده، بنا بر آن قاضی نور الله به آن عهده منصوب گردید. الحق مفتیان ماحن و محتسبان بدنفس لاهور که به معلّم الملکوت سبق می‌دهند، خوش به ضبط در آورده و راه رشوت را بر ایشان بسته و در پوست پسته گنجانیده، چنانکه فوق آن متصوّر نیست. و می‌توان گفت که قائل این بیت، او را منظور داشته و گفته که:

تویی آن کس که نکردی به همه عمر قبول
در قضا هیچ ز کس غیر شهادت ز گواه»
(ص 16)

[5]

میر حامد حسین در سال 1240 مزار قاضی را زیارت کرده و یادداشتی نوشته که به نقل مولوی علی حسن همراه با ترجمۀ اردو آورده‌اند. متن عبارات میر حامد حسین به عربی مسجّع چنین است:
و فزت فیها بزیارة الضریح المطهّر و الرّمس المنوّر و المزار الأقدس و القبر الأنفس للعلّامة الشهید الولیّ الرشید الصفیّ السعید، العلامة المفید، الفهامة المجید، الهمام المجید، القمقام السدید، منبع الاسرار و معدن الأنوار، سنیّ المقامات و وضیّ الکرامات، الساعی في تأثیل اصول الدین و فروعه، الموقد قنادیل العلم و شموعه، المنافح الذابّ عن حمی الشریعة و الدائب الکادح فی تحصیل المنازل الرفیعة، المبطل لشبهات الأبالسة، المسدع المنحی عن الحائرین مزال الضلال و مداحسه، الموضح طریق الهدایة بأحقاق الحقّ، الحاطم رئوس المجالحین بالکسر و الدقّ، و جاعلهم أصغر من البقّ، المبدی لمصائب النواصب و معذّبهم بالعذاب الواصب، و المهم الناصب، و نازع شواهم بالسیف القاضب، و مبتلیهم بالحزن الحازب، الشهر صیت فضائله فی الأصقاع، المعشب بهواطل إفاداته کلّ صفصف قاع؛ السید السند و المتکلّم المستند، القاضی نور الله نوّر الله مرقده و عظم مشهده.
فأضائت عیونی باجتلاء هذه البقعة و سطع علی أنوار الحقّ من هذه اللمعة.
و لعمری لو رآها المبطل أصبح مؤمناً و لو أبصرها المدغل رجع موقناً.
یفوح منها عبقات السعادة و یضوع منها نفحات الشهادة، یرقّ فیها قلب الانسان و إن کان من الضحور، و یتواضع لجلالة فخارها کلّ مختال فخور، و یتضائل لعظمة شأنها کلّ متغطرس ذی غرور.
مع أنّ هذا الرّمس الطاهر الذی طیبه فائح، لیس علیه ما علی غیره من الضرائح، من زبرج العمارة و زخارفها و طرف الدنیا و مطارفها، بل إنّما هو فی قفر غیر معمور و محلّ غیر مشهور، مهمه لا یهتدی إلیه إلّا طالب کادح متحمّل لتعب فادح، حتی إنّه ما کان غروآ لو عفي أثره و انمحی خبره، لخمول الحقّ فی هذه القریة الظالم أهلها، الغالب علیها جهلها.
و لکن أبی الله إلّا أن یتمّ نوره و یزداد الحقّ و ظهوره. و معاندو هذه القریة لو سائلهم غریب عن هذا الرّمس الشریف لا یهدو به؛ إمّا جهلاً و إمّا عناداً و هم خابرون.
یریدون أن یطفئوا نور الله بأفواههم و یأبی الله إلّا أن یتمّ نوره و لو کره الکافرون
(ص 19 تا 22).
.

[6]

چند مادّه تاریخ برای سال شهادت قاضی (ص 25 – 26):

یک.
میر نور الله علی انتساب
زین زمانه با دل آگه شده
سال رحلش مظهر الحق زد رقم
عدن جای میر نور الله شده
(1019)
دو.
ظالمی اطفای نورالله کرد
قرة العین نبی را سر برید
سال قتل حضرتش ضامن علی
گفت: نورالله سید شد شهید
(۱۰۱۹)
سه.
در عهد جهانگیر پادشاه بسعادت شهادت فائز شدند (۱۰۱۹)

نکته:
در همین صفحات، تاریخچۀ بنا و تعمیر مزار قاضی را به زبان اردو آورده است، از سال ۱۱۸۸ تا ۱۳۳۲.

[۷]

سه پسر برای قاضی نام برده‌اند: سید محمدعلی، سید علاء الملک (صاحب کتاب فردوس در تاریخ شوشتر)، سید ابوالمعالی.
در بارۀ علاء الملک در مقدمة التحقیق کتاب فردوس که مرحوم سید جلال الدین محدث ارموی تصحیح کرده به نیکی سخن گفته است.
سید ابوالمعالی را در نجوم السماء یاد کرده و از شیخ حرّ عاملی در امل الآمل نقل کرده که او را فاضل عالم و حکیم و متکلم ماهر دانسته است.
سید محمد علی عالمی نامور بوده و دو کتاب برایش نام برده‌اند: شرح مشکوة المصابیح، شرح تهذیب الاحکام شیخ طوسی.
مؤلف کتاب، متن وقفنامۀ سید محمد علی بر شرح تهذیب را به شرح زیر نقل می‌کند:
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله الواقف علی نیات الضمائر و متولی السرائر و الصلوة علی النبی الاخیار [کذا] و آله و اولاده الاطهار.
و بعد، فإني وقفت هذا الکتاب المستطاب علی أولادی الذکور طلباً لمرضات من بیده أزمّة الأمور و جعلت تولیته لنفسی ثمّ لأرشد الأولاد رزقهم الله تعالی وفور العلم و جادة الحق و السداد. فمن بدّله بعد ما سمعه فعلیه اللعنة و العذاب، و لم یرزقه الله تعالی شفاعة النبی و آله یوم الحساب.
و بذلک الوقف التوفیق قد وقع رفیق فی یوم الأحد التاسع من شهر رمضان فی سنة ثلاث و خمسین و ألف من هجرة النبی الکریم المتعال علیه و آله صلوات الملک ذی الجلال.
و أنا الواقف العبد المعیوب الذی یرده المشتری، محمد علی بن نور الله المرعشی الآملی الشوشتری، نوّر الله مآله و حقّق آماله.
(ص ۳۱ و ۳۲).


[۸]

عباراتی که قاضی شهید در خاتمۀ احقاق الحق آورده، گونه‌ای دردنامه است که می‌تواند و باید برای ما وسیلۀ تنبّه باشد و وضع دشوار آن عالمان را به ما یادآور شود؛ باشد که دست از ناسپاسی برداریم و فرصت و امکانات موجود را بیشتر قدر بدانیم. امکاناتی که همچون گنجی به دست ما رسیده، به قیمت رنج پیشینیان.
متن این عبارات را میرزا محمد هادی عزیز در صفحات ۳۴ تا ۳۶ با ترجمه اردو آورده است.
این قلم انداز را با نقل چند کلمۀ آن حسن ختام می‌بخشم:
... و المسئول من فضله العظیم و کرمه العمیم أن یجعل مقاساتی فی نصرة هذا المعشر ذریعة مخلفة لزاد المحشر، و وسیلة مزلفة إلی سید البشر و آله الائمة الإثنی عشر، و أن یرزقنی طلب ثارهم مع إمام مهديّ یدعو إلی اقتفاء آثارهم صلوات الله علیهم، و أن یحشرنی فی زمرة احبّائهم و انصارهم و یبوّئنی فی دار القرار فی جوارهم ...

این یادداشت در روز چهارم شعبان، گرامی زادروز یاور وفادار سید الشهدا، ابی الفضل العباس علیهما السلام سامان گرفت. پاداش معنوی آن را از طرف عالم مجاهد شهید قاضی نورالله شوشتری به آستان آسمان سای حضرت ابی الفضل علیه السلام تقدیم می‌کنم؛ بدان امید که درسی از آن بزرگ گرامی برگیریم و برای یاری امام زمانمان با تمام توان و امکانات، خالصانه بکوشیم.

 زیرنویس:

 زیرنویس:

 زیرنویس:

دوشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۸:۲۴
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت