آمار بازدید
مقدمه
این یادداشت برگرفته از کتاب مفتاح التواریخ است. در توضیح محتوای این کتاب نوشته‌اند:
«کتاب حاضر شامل شرح احوال و تاریخ رویدادها از تامس ویلیام بیل به فارسی است. مولف این کتاب را در ۱۲۶۵ ق. [1849 میلادی] تدوین کرده است. این اثر در بردارنده ماده تاریخ‌هایی در باب ولادت و به سلطنت رسیدن و وفات پادشاهان، علما، عرفا، و شعرا با ذکر وقایع و رویدادهایی از آغاز تا زمان تالیف است. وی در این کتاب تاریخ‌های مساجد، ابنیه تاریخی، بقعه ها، اماکن مقدس و کتیبه‌های تاریخی را نیز یاد کرده است. آخرین تاریخ درباره فتح مولتان به دست نیروهای انگلیسی در ۱۲۶۶ ق.است. نسخه میکروفیلم این کتاب درکتابخانه و مرکز اسناد دانشگاه تهران، باشماره ۸۴۷۴ نگهداری میشود، اطلاعات این نسخه در کتاب "فهرست کتابهای فارسی چاپ سنگی و کمیاب " تالیف عارف نوشاهی [آمده است]» (سایت بنیاد دائرة المعارف اسلامی)
کتاب در هند نوشته شده و فرهنگ مسلمانان هندی در آن رعایت شده، یعنی حرمت نهادن به دوازده امام در کنار خلفا، محدثان، فقها و عرفای سنی مذهب. لذا یادآور روزهایی است که فرهنگ سلفی گرایی غلبه نیافته بود و ردّ پای محبت اهل بیت در کتابهای دیگران فراوان دیده می‌شد.
در این کتاب حتی می‌بینیم که برای ابوحنیفه عبارت دعایی «علیه السلام» (ص 17) و برای مستعصم خلیفه عباسی عنوان «شهید» (ص 61) به کار می‌برد.
البته بعضی از شعرهای آن به سستی و تکلّف می‌زند، چنانکه برخی از تاریخ‌هایی که ذکر شده، شاید با منابع معتبر سازگار نباشد. ولی هدف از این گفتار، فقط نمایاندن مناقب اهل بیت «در حدیث دیگران» است، که لطف و حلاوت ویژۀ خود را دارد.
با این مقدمه، ماده تاریخ‌هایی مرتبط با چهارده معصوم علیهم السلام، و در پیوست، چند ماده تاریخ مرتبط با اصحاب و علمای شیعه برگرفته از این کتاب قرن سیزدهم بازخوانی می‌شود.
امید که فراغتی به دست آید و این یادداشتهای پراکنده در مجموعه‌ای پیوسته سامان گیرد؛ مجموعه‌ای که مناقب اهل بیت را در سخنان دیگران نشان دهد.
سخن آخر اینکه مبنای این یادداشت، کتاب مفتاح التواریخ چاپ سال 1849 میلادی در آگرا، هندوستان است.

متن
رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم [ص 8]
ز عمر نبی سج (63) نبوت کج (23) است
به مکه یج (13) و در مدینه زج (10) است
ایضاً
عمر النبيّ کله سج (63) و فی النبوة کج (23)
و في مکة یج (13) و في المدینة زج (10)
تاریخ وفات رسول که در کتاب مخبرالواصلین تصنیف محمد فاضل اکبرآبادی که در زمان شاه جهان پادشاه ظهور نموده مرقوم است. چندی از آن تاریخها این است؛ تعمیۀ خارجی:
تاریخ به تعمیه
چو شفیع الوری به حکم خدا
شد ز دارالفنا به قصر بقا
عمر آن شاه قبلۀ آمال
ابن عباس گفت شصت و سه سال
روز مولود نقل آن محمود
گفت شاه نجف دوشنبه بود
سال نقلش خرد به تعمیه خواند
از محمد (92) زمانه (113) خالی ماند
شد رقم سال نقل آن عالی
حیف بی احمد (53) است دین (64) خالی
باز تاریخ نقل او بر خوان
مکه (65) شد از فراق او بی جان (54)
سال نقلش بگو به ناله و آه
کز مدینه (109) شده نبی الله (98)
چون مؤلف به جهت امتحان طبع، تاریخی چند گفته بود، از آن جمله این دو تاریخ در وفات اوست.
تاریخ از مؤلف
وقت نزع روان بخواند رسول
کلمۀ لا اله الا هو
پس اگر سال رحلتش خواهی
لفظ دیگر مگیر الا هو (11)
ایضاً
سال فوت رسول پرسیدم
حاجی ای گفت لفظ حج (11) آمد
*****


فاطمة الزهراء بنت رسول [ص 9]
وفات او: پنج ماه و 21 روز [پس از پیامبر] به شب دوشنبه 3 ماه رمضان 11 هجری.
تاریخ از مخبر الواصلین به تعمیه
فاطمه آنکه سید مدنی
برگزیدش به «بضعة منی»
در شرف بهتر از همه نسوان
دختر مصطفی است بی شک دان
اوست بی اشتباه بنت رسول
لقب او صفیّه است و بتول
بعدِ شش ماه سید کونین
نقل کرد آن عفیفۀ دارین
بود تاریخ سوم از رمضان
که شده فاطمه به عدن جنان
سال فوتش ز تعمیه بر خوان
ماند دنیا (65) به ماتمش بی جان (54)
قبر او جنب روضۀ سرور
گفته‌اند اهل دین و فضل و هنر
لیک بر مدفنش خداست علیم
این سخن بس بود به طبع سلیم
*****


امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب کرّم الله وجهه [ص 12]
تاریخ تعمیه در وفات آن امیر
«ابن ملجم برید فرق علی»

[حرف ع ساقط می‌شود، لی می‌ماند، لی = 40]

تاریخ وفات از مؤلف
ابن ملجم سر علی چو برید
سال فوتش از آن عیان گردید
این چند بیت در تاریخ وفات او از مخبرالواصلین نوشته شد
گر تو سال شهادتش جویی
سر ماتم چرا نمی‌گویی؟

[حرف م = 40]

باز سال شهادتش که جلی است
بی گمان آخر دو حرف علی است

[لی = 40]

سال فوتش دگر به تعمیه خوان
وای صد وای زیب (19) شد ز جهان (59)
در نجف مرقد منوّر اوست
آسمان و زمان معطّر از اوست
*****


امام المسلمین حسن فرزند بزرگ علی بن ابیطالب ... [ص 13]
مؤلف این دو بیت در تاریخ وفاتش گفته:
بگیر ای مؤمنان پای حسن را
شود تاریخ فوتش زان هویدا

[پای حسن، ن = 50]

ایضاً
به شکل گل، حسن ابن علی بود
از آن تاریخ فوتش آمده گل

[گل، = 20 + 30 = 50]

و این چند بیت در تاریخ وفاتش از مخبر الواصلین نوشته شد.
حسن آن پادشاه کون و مکان
کنیت او ابومحمد دان
پور حیدر، خلافت آن شاه
پنج ماه و سه روز یا شش ماه
ختم بر ذات او خلافت شد
به جهان فتنه‌ها و آفت شد
بود تاریخ هفتم ای مسعود
سفرش در مه صفر فرمود
انتهای تمام بسم الله
آن دو حرف است رحلت آن شاه
هاتفم گفت سال نقل امام
حیف آفاق (182) ماند بی اسلام (132)
[تمام بسم الله یعنی بسم الله الرحمن الرحیم، و انتهای تمام آن یعنی دو حرف آخر کلمۀ آخر، یعنی ی و م = 40 = 10 = 50]
*****


امام المسلمین حسین [ص 14]
جمعه و عاشر محرم بود
که سوی خلد امام نقل نمود
سال فوتش بگفت غمگینی
سر دین را برید بی دینی

(ین = 60)

ایضاً
من چه گویم کربلا را واقعات
آه می‌آید برون از اسم ذات
[توضیح مؤلف]
و این هر دو تعمیۀ خارجی است، یعنی اگر سر دین که دال است دور کرده شود، باقی ماند حروف یا و نون که عدد آن شصت است. و مراد از اسم ذات، «الله» (66) است. پس اگر عدد لفظ آه (6) دور کنی، هم شصت عدد باقی مانَد.
*****


و این تاریخ از مؤلف این اوراق است در باب وفات پنج تن یعنی محمد و فاطمه و حسین و علی و حسن. [ص 14]
تاریخ از مؤلف:
رفتم به باغ فکر و دویدم به هر چمن
در شوق چیدن گل تاریخ پنج تن
هر غنچه را گشودم و جستم ز هر گلی
ناگه ندا ز بلبلی آمد به گوش من
احمد و فاطمه و حسین و علی حسن
تاریخ فوتشان مجو الّا ز یاسمن
اول دو حرف بهر محمد و فاطمه
باقی سه حرف بهر حسین و علی، حسن
[ی = 10، یا = 11، یاس = 61، م = 40، ن = 50]

*****


امام المسلمین زین العابدین امام چهارم و خلف الصدق امام حسین ... [ص 14]
تاریخ از مخبر الواصلین
آن امام زمانه زین عباد
مثل او مادر زمانه نزاد
آنکه او راست رتبۀ اعلی
شده سال ولادتش والا (38)
شب شنبه امام نقل نمود
هیجدهم از مه محرم بود
سال ترحیل آن شه بی عیب
زیب دین بود (93) گفت هاتف غیب
سال نقلش خرد به ماتم و غم
زد رقم ماه (46) رفت از عالم (141)
[141 – 46 = 195]

سال نقلش به سینه‌ها بر بست
گفت هاتف: ولی (46) ز عالم (141) رفت
در بقیعه مزار آن شاه است
رحمت حق نثار آن ماه است
*****


امام محمد باقر ابن امام زین العابدین [ص 16 – 17]
پنجم امام است ... این تاریخ در باب وفات او از کتاب مخبر الواصلین نوشته شد.
آن امامی که باقرش نام است
هادی خاص و مرشد عام است
سال مولود آن سعید رشید
عقل با صد نشاط گفت: مجید (57)
هفتِ ذیحجه و دوشنبه بود
که سوی عدن، شاه عزم نمود
سال شنقار آن شه دوران
هاتف غیب گفت باز جنان (114)
تاریخ از مؤلف
سال میلاد حضرت باقر
بود نی بیش و کم ز پنجه و هفت
یکصد و چارده ز هجرت بود
که سفر کرد و سوی جنت رفت
*****


امام جعفر صادق ابن امام محمد باقر علیه السلام [ص 17]
ششم امام است ... تاریخ از مخبرالواصلین
آنکه او بود جعفر صادق
لقب اوست ثابت و واثق
سال مولود آن شریف و نجیب
هاتف از اوج عرش گفت: حبیب (80)
آنکه او بود خسرو دوران
سال نقلش مه جنان (149) بر خوان
تاریخ از مؤلف
جعفر صادق امام المسلمین
رفت و بر خلقی غم خود را فزود
شد تولد در سنه هشتاد و سه
در صد و هشت و چهل رحلت نمود
*****


امام موسی کاظم ابن امام جعفر صادق علیه السلام [ص 20]
هفتم امام است از اولاد علی بن ابی طالب ...
تاریخ:
آنکه موسی کاظمش نام است
قدوۀ روزگار و ایام است
خلق را هادی خفیّ و جلی است
سال مولود او امام ولی (128) است
روز جمعه امام نقل نمود
از رجب ماه بست و پنجم بود
ملک العرش و حور خلد برین
سال نقلش بگفت: عمده دین (183)
مرقد آن امام در بغداد
هست بی شبهه‌ای بلند نژاد
*****


امام علی موسی رضا ابن موسی کاظم. هشتم امام است از اولاد علی ابن ابی طالب ... [ص 22]
تاریخ از مخبر الواصلین
آن امام زمان علیّ رضا
هادی مهدی رجال و نسا
زان (؟) او را امام ثامن دان
بهر ما روز حشر، ضامن دان
گفت هاتف به هر ولیّ و نقیب
سال مولود او امام نجیب (147)
بود آدینه و نهم ز صفر
که ز دنیا امام کرد سفر
سال ترحیل آن امام زمان
خِرَدم گفت: صاحب ایمان (203)
روضۀ او به مشهد است عیان
همچو خورشید بر فلک رخشان
*****


امام محمد تقی ابن امام علی موسی الرضا. نهم امام است از اولاد علی ابن ابی طالب ... [ص 22 – 23]
تاریخ تعمیه
آن امام تقی جواد زمان
لقب او زکیّ و قانع دان
در جهان بود صابر و واثق
شده سال تولدش صادق (195)
سلخ ذیقعده و سه شنبه بود
که تقی سوی خلد عزم نمود
سال سم دادن تقیّ زمان
دین (64) ز مردم (284) شده برون بر خوان
مرقد پاک اوست در بغداد
رحمت حق همیشه بر وی باد
*****


امام علی نقی ابن امام محمد تقی. دهم امام است از اولاد علی بن ابی طالب ... [ص 24]
آن نقیّ زمان امام همام
هادی خلق و رهنمای انام
سال مولود او ز روی سند
اکمل الاکمل (213) است گفت خرد
[تاریخ دیگر]
بود دوشنبه و سیّوم ز رجب
که نقی شد به سوی حضرت ربّ
سال نقلش به اتفاق جهان
کو نقی بود زیب دین (255) بر خوان
باز سال وصال آن شه دین
ساکن عدن (255) شد به صدق و یقین
مرقد پاک او به سرّ من رآی
عالمی را شده است کارگشا
*****


امام حسن عسکری ابن امام علی نقی [ص 25]
یازدهم امام است از اولاد علی بن ابی طالب ...
حسن عسکری که معصوم است
همچو آبای خویش مسموم است
سال مولود او به لطف قدیر
مظهر الحق (232) رقم نمود کبیر
از محرم که بست و دویّم بود
روز یکشنبه‌اش سفر فرمود
سال نقلش به راستی بر خوان
که شده حرف راس از دوران (261)
*****


امام محمد مهدی ابن امام حسن عسکری [ص 25]
دوازدهم امام است از اولاد علی ابن ابی طالب. در سرمن رآی تولد شده و در خُردگی غیبت نموده و بر طبق اعتقاد تشیع باز در زمانه ظاهر خواهند شد
آنکه او مهدی است و هادی خلق
ذات والای اوست شادی خلق
اختلاف ولادت آن شاه
هست پیدا میان خلق الله
جمعه و هفتم محرم بود
که از آفاق غیبتش فرمود
یافتم سال غیبتش به سند
مهدی صاحب الزمان (258) آمد
*****


پیوست
تاریخ چهار تن از اصحاب ائمه و عالمان شیعه
تاریخ حمزۀ شهید از مخبر الواصلین [ص 9]
بی گمان حمزه سید شهداست
که خدا و رسول هر دو گواست
بر ره شرع مصطفی بوده
عمّ پیغمبر خدا بوده
روز جنگ اُحد شهید شده
پیشوای همه سعید شده
سلخ ذیقعده و دوشنبه بود
که شهادت بیافت آن مشهود
عمر او بود پنجه و نه سال
کان زمان رفت زین جهان ملال
سال نقلش نه کم نه افزون شد
اهل دین (100) از زمانه (103) بیرون شد
*****


اویس قرنی [ص 10]
از کتاب مخبر الواصلین تاریخ به تعمیه که سال 39 استخراج می‌نماید.
عمدۀ اولیا اویس قرن
قدوۀ دهر مقتدای زمن
او به سوی علی مدد فرمود
در قتالی که با معاویه بود
نقل کرد از جهان حزن و ملال
به شب جمعه هفدهم شوال
فرقه‌ای منکر از شهادت اوست
متفق بر وفات و رحلت اوست
در سنه سی و هفت یا سی و دو (نه؟)
ناصری گفت سال رحلت او
سال نقلش به اتفاق بخوان
حیف هادی (20) برون شده ز جهان (59)
*****


میر مرتضی المدعوّ بعلم الهدی بتاریخ سلخ صفر سنه 436 فوت نموده [ص 38]
تاریخ
آنکه او میر مرتضی بوده
لقبش اعلم الهدی بوده
لیلة الجمعة بود و سلخ صفر
که گذشت از جهان به فضل و هنر
سال ترحیل مرتضی بی شک
قطب عدم النعیم (436) گفت ملک
*****


خواجه نصیرالدین طوسی ... [ص 64 – 65]
عزیزی در تاریخ وفاتش این قطعه نظم فرموده:
نصیر ملت و دین پادشاه کشور فضل
یگانه‌ای که چو او مادر زمانه نزاد
به سال ششصد و هفتاد و دو به ذی الحجه
به روز هیجدهم او گذشت در بغداد
*****


حسن ختام
این یادداشت را که تحفه‌ای از دیار هند است، در دویستمین سال تولد دانشور سترگ هندی «سید اعجاز حسین کنتوری لکهنویی» صاحب دو موسوعۀ «کشف الحجب و الاستار» (در کتابشناسی) و «شذور العقیان» (در تراجم نگاری) به آن دانشور بلندمرتبه تقدیم می‌کنم؛
همان بزرگ مردی که برادرش علامه میر حامد حسین (که شش سال از او کوچکتر بود) در مواضع عدیده با تعبیر «الأخ العلامة» از او یاد کرده است؛
بزرگ مردی که تنها ۴۶ سال در این جهان زیست (۱۲۴۰ – ۱۲۸۶)؛ ولی با کمک به برادر خود در تألیف آثاری همچون «عبقات الانوار» و «استقصاء الإفحام»، و نیز با تألیف آثار مستقل، باقیات صالحات از خود بر جای نهاد.
نگارندۀ این سطور، سالها پیش توفیق یافت که در جلد دوم دائرة المعارف کتابداری و اطلاع رسانی (چاپ کتابخانه ملی، ۱۳۸۵) با نگارش شرح حالی مختصر ذیل عنوان «کنتوری، اعجاز حسین»، عرض ادب به این دانشی مرد کرده بود. و اینک، دویستمین سالزاد او را فرصتی دیگر برای این فریضۀ اخلاقی می‌داند. نامش بلند و یادش جاودانه باد.
دوشنبه ۵ فروردين ۱۳۹۸ ساعت ۹:۱۷
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت